یسنا                                                                                             یسنا ، تا این لحظه: 16 سال و 6 ماه و 10 روز سن داره

یسنا گلی

یسنا جونم آمپول زده

عزیز دلم، یسنا جونم سلام چونکه بهتر نشدی دیروز عصر با مامان جون و بابا جون باز رفتیم دکتر.  و مثل همیه کلی گریه کردی.آخه نفس مامان از دکتر میترسی.بعد اینکه معاینه دی دکتر گفت واسه بالا آوردنت باید آمپول بزنی. دل مامانی یه دفعه ریخت.امام واسه خوب شدنت هرکاری میکردم. مامان جون گفت که دلش نمیاد به تو آمپول بزنه واسه همین رفتیم خونه امیرعلی و امیر حسین تا خاله فاطمه بهت آمپولت رو بزنه همونطور که تو با امیر علی روی تخت لالا کرده بودی ما دست و پاهات رو آروم گرفتیم و خاله آمپولت رو زد.و تو یه کوچولو گریه کردی اما زود آروم شدی و بغل مامان نشستی.و با خرسی هایی امیر علی و امیر حسین واست آورده بودن بازی کردی خدارو شکر دیگه ...
8 دی 1390

یسنا جونم کاش بهتر شی

سلام عشق کوچولوی من دیگه نمیدونم چیکار باید بکنم ، مریضی این چند روز گذشتت حسابی از پا درت آورده و ضعیف شدی. دیگه حتی با اسباب بازی هات هم بازی نمیکنی و همش گریه میکنی و ناراحتی دل مامانی واسه شیطونی هات یه ذره شده.واسه اینکه همش بدوی و همه جا رو بهم بریزی دلم تنگ شده کاش زودتر خوب شی مامانی.امروز عصر باز میبرمت پیش آقا دکتر .شاید داروهات رو عوض کنه و یه کم بهتر شی فرشته کوچولوی من دوست دارمممممممممممممم یسنا جونممممم ...
7 دی 1390

شعر واسه یسنا

 نفس مامان امروز چون خیلی مریضه اصلا حوصله نداره واسه همین چند تا شعر خوشمل واسش خوندم و لالا کرد.حالا هم میزارمشون تو وبلاگش تا حالشو ببره بعدا مهمونی،چشمک بزن ستاره،بارون   مهمونی کنار گل تو باغچه نشستن دو تا زنبور یه مهمونی گرفتن با یه دونه ی انگور خانوم و آقا مورچه رد میشدن از اونجا زنبورای مهربون صدا زدن بفرما! شاپرک و کفشدوزک می پریدن رو گلها زنبورا ی مهربون صدازدن بفرما! کنار باغچه حالا زیاد شدن مهمونا مورچه ها و کفشدوزک شاپرک و زنبورا یه مهمونی گنده دادن اون دو تا زنبور منم بردم براشون دو تا خوشه ی انگور   چشمک بزن ستاره شد ابر پاره پاره   &...
6 دی 1390

یه اتفاق بد

دیروز واسه عمو رضا یه اتفاق بد افتاد و ما همه خیلی ناراحت شدیم.عمو رضا مبل  قالی میسازه و دیروز وقتی داشت با اره کار میکرده دو از انگشت هاش زیر اره میرن و خیلی بد زخمی میشن. یکی از انگشتها استخونش بریده شده. خدا رو شکر به موقع میبرنش اتاق عمل و جراحیش میکنن.امام حال عمو خیلی بده. امیدوارم عمو رضا زود خوب شه و عمه سیما و زهرا کوچولو خوشحال شن و همینطور همه ما ...
6 دی 1390

یسنا جونم مریض شده

سلام عزیز دل مامان الهی مامان به قربونت بره الان سه روزه که شدیدا مریض شدی و اصلا حالت خوب نیست.دو روزه که بیماریت شدت گرفته.نمی دونم چی شد که از یکشنبه اسهال شدی و همش بالا میاری.بدتر از همه دیگه لب به غذا هم نمیزنی و همش بهانه میگیری. وقت خوردن داروهات که دیگه نگو و نپرس همش و همش گریه میکنییییییییی دیشب خونه خاله میترا بودیم. فقط یه کوچولو با حسین بازی و کردی و دیگه همش بهانه گرفتی.تا جایی که خاله مجبور شد بره و طوطی پدر شوهرش اینا رو بیاره بالا واسه تو چون همش میخواستی بری اونجا راستی جیگمل مامان از دیشب تب هم داری و تو کوچولوی نازم خیلی داری اذیت مشی. مامان به قربونت بره امیدوارم زود خوب شی و باز شیطونی کنی ...
6 دی 1390

چند تا شعر ناز واسه یسنا جونم

جوجه جوجه طلایی- کفشدوزک- موش و خرگوش متن شعر ها در ادامه مطلب   جوجه جوجه طلایی جوجه جوجه طلائی     نوکت سرخ و حنائی   تخم خود را شکستی     چگونه بیرون جستی   گفتا جایم تنگ بود       دیوارش از سنگ بود   نه پنجره نه در داشت   نه کس ز من خبر داشت   دادم به خود یک تکان   مثل رستم قهرمان   تخم خودرا شکستم       اینجوری بیرون جستم     کفشدوزک   کفشدوزک کوچولو   حسابی غصه داره   چون که برای دوختن &n...
4 دی 1390

تست روانشناسی نقاشی کودکان

نقاشي زبان كودك است. كودكان برخلاف بزرگسالان هستند. آنها از طريق نقاشي كشيدن، قصه گويي، بازي كردن و… شناخته مي شوند. نقاشي به ما كمك مي كند تا به دنياي دروني و روح كودك پي ببريم، بدانيم چه نيازهايي دارد، آيا كودك ناسازگار يا بيمار است؟ در بزرگسالي مي خواهد چه كاره شود و… به دليل علاقه بسيار ي از خانواده هاي عزيز و اهميت نقاشي كودكان تصميم دارم در اين شماره و در چند شماره آتي مفاهيم نقاشي كودكان را به صورت كاملاً خلاصه شده، تقديمتان كنيم. مفهوم خورشيد، ماه، آسمان، زمين، اتومبيل و حيوانات را در اين شماره با هم بررسي مي كنيم، لطفاً توجه داشته باشيد كه شما به كودك، موضوع نقاشي نمي دهيد و خودش آزادانه نقاشي مي كند. ...
4 دی 1390

کنجکاوی کودکان

٣ نکته طلایی برای تحریک کنجکاوی کودکان خورشید از کجا می آید؟ کجا می رود؟»، «پرنده ها چه جوری آواز می خوانند؟ چه طوری لانه می سازند؟»، «آدم ها چرا می میرند؟»، «چرا نوزاد گریه می کند؟» کودکان هر روز از شما ده ها پرسش می کنند. گرچه این پرسش ها گاهی حوصله تان را سر می برند، بیشتر پدر و مادر [...] «خورشید از کجا می آید؟ کجا می رود؟»، «پرنده ها چه جوری آواز می خوانند؟ چه طوری لانه می سازند؟»، «آدم ها چرا می میرند؟»، «چرا نوزاد گریه می کند؟» کودکان هر روز از شما ده ها پرسش می کنند. گرچه این پرسش ها گاهی حوصله تان را سر می برند، بیشتر پدر و مادر ها م...
4 دی 1390

اعتماد به نفس کودک

                                 آموختن اعتماد به نفس به کودک                       وقتی فرزندتان نوزاد است چطور می توانید به افزایش اعتماد به نفس در او کمک کنید تا از تلاش دوباره برای کاری نهراسد؟ ● یک چرخه قابل پیش بینی بسازید وقتی کودکی می داند که بعد از حمام کردن، به او غذا می دهند و سپس باید بخوابد، دیگر لازم نیست نگران اتفاقات بعدی باشد وقتی فرزندتان نوزاد است چطور می...
4 دی 1390

قصه روباه و بزغاله

    روزی بود روزگاری بود . یک روز روباهی از صحرا می گذشت و دید یک گله گوسفند دارد آنجا می چرد . روباه خیلی گرسنه بود و فکر کرد :« کاش می توانستم یک گوسفند بگیرم ، اما من حریف آنها نمی شوم ، این کارها کار گرگ و شیر و پلنگ است .» روباه دراین فکر بود که صدای یک مرغ وحشی به گوشش رسید . دنبال صدا رفت و رسید به حاشیه جنگل . در جستجوی مرغ از زیر شاخ و برگ درختها پیش رفت و یک وقت دید از پشت درختها صدای خش خش می آید . رفت از لابلای درختها نگاه کرد دید یک فیل است ، فیل از راه باریکی که در میان درختها بود می گذشت و از طرف مقابل هم یک شیر می آمد . ادامه مطلب را بخوانید روزی بود روزگاری بود . یک روز روب...
3 دی 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به یسنا گلی می باشد